عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

256

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

خورشيد و ماه او را نماز مىبرند ، چون خواب خود را به پدرش - يعقوب - باز گفت ، فرمود : « يا بنّى لا تقصص رؤياك على إخوتك . . . » « 1 » . هنگامى كه روزگار بر او آن‌سان گذشت كه مىدانيم ، و به پادشاهى مصر رسيد و برادران و پدر و مادر به حضور او درآمدند و نماز بردند گفت : « پدر ! اين حال ، گزارش آن خواب من است كه خداوند راست گردانيد » « 2 » . گويند هنگامى كه مهدى به عبيد الله بن ابى عبد اللّه دبير - كه متّهم به زندقه بود - گفت : براى تو خوابى بد ديده‌ام ، گفت : يا امير المؤمنين ، اين خواب يوسف و رؤياى صادقه نيست مهدى خشمگين شد و خواند : و مطّلع من نفسه ما يسرّه * عليه من اللّحظ الخفّى دليل إذا المرء لم يبد الذّى فى ضميره * ففى اللّحظ و الألفاظ منه رسول يعنى : بسا كه چيزى را كه از آن آگاه است پنهان مىدارد ، امّا نشانى نهفته در نگاه وى بدان دلالت دارد . آن گاه كه مرد آنچه را كه در دل دارد آشكار نكند در نگاه و سخنانش نشانه و پيام گزارى براى آن نهفته وجود دارد . رىّ الضّبّ . عرب به سيراب شدن سوسمار مثل زند و گويد : « اروى من الضّبّ » از آن روى كه سوسمار هرگز آب نمىنوشد و چون تشنه شود دهان خود را باز مىكند . و چون باد بوزد او سيراب مىگردد . همچنين عرب دربارهء امرى ناشدنى گويد : چنين كارى نخواهد شد مگر آن كه سوسمار در آبشخور در آيد . و يا در دورى و به هم نرسيدن دو جنس گويد : حتّى يؤلّف بين الضّبّ و النّون يعنى : تا آن گاه كه سوسمار و ماهى با هم گرد آيند . و اين از آن روى است كه سوسمار هرگز آب نخواهد و به آب در نيايد و ماهى بىآب زنده نماند . ريح الجنّة . در حديث آمده : « ريح الولد من الجنّة » . و پيامبر ( ص ) به حسين و حسن ( ع )

--> ( 1 ) - سورهء يوسف ، آيهء 5 . ( 2 ) - سورهء يوسف ، آيهء 100 .